close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
تقاص
loading...

رمان های ناب رکسانا

سلام خوبین؟ منم خوبم … اول اینکه منو پیام خصوصی بارون نکنین بگین تو که هنوز روزای بارونی رو تموم نکردی حق نداری یه رمان دیگه بنویسی … روزای بارونی رمانیه که نیار به فکر داره نیاز به زمان داره … چیزی که من الان خیلی ندارم!پس برای اینکه کمی الز فکر اون رمان درتون بیارم تصمیم گرفتم یه رمان دیگه بذارم … در ضمن آرامش غربت هم هنوز به جای خودش باقیه … بعد از تموم شدن روزای بارونی شروع می شه … بیخیال اینا … می ریم سر رمان تقاص … یه رمان که خیلی سال پیش نوشتمش … الان وردشو کامل دارم … اما … نیاز به کلی ویرایش…

تقاص

رکسانا بازدید : 595 دوشنبه 20 خرداد 1392 نظرات ()

سلام وب سایت طرفداران هما پور اصفهانی | www.tak site.ir
خوبین؟ وب سایت طرفداران هما پور اصفهانی | www.tak site.ir
منم خوبم …
اول اینکه منو پیام خصوصی بارون نکنین بگین تو که هنوز روزای بارونی رو تموم نکردی حق نداری یه رمان دیگه بنویسی … روزای بارونی رمانیه که نیار به فکر داره نیاز به زمان داره … چیزی که من الان خیلی ندارم!
پس برای اینکه کمی الز فکر اون رمان درتون بیارم تصمیم گرفتم یه رمان دیگه بذارم …
در ضمن آرامش غربت هم هنوز به جای خودش باقیه … بعد از تموم شدن روزای بارونی شروع می شه …

بیخیال اینا … می ریم سر رمان تقاص …
یه رمان که خیلی سال پیش نوشتمش … الان وردشو کامل دارم … اما … نیاز به کلی ویرایش و تغییرات داره چون قلمم ناپختگی های اون دوران رو داره و می خوام برطرفش کنم … پس نمی تونم همه شو با هم براتون بذارم و اینم جای کار داره اما حداقل به اندازه اونا زمان نمی بره …

می خوام با این رمان کیف کنیم دور هم … هم من راحتم هم شما … می دونم تو امتحاناست اما بین درس خوندن هم آدم نیاز داره به کمی استراحت … استراحتتون با من وب سایت طرفداران هما پور اصفهانی | www.tak site.ir بیاین تقاص بخونین لذت ببرین …

رمان منحصر به فردی بود اون زمانی که نوشتمش … اما الان نمی دونم چه جوری باشه! چون شاید خیلی ها نمونه اش رو نوشته باشن …

این رمان رو قبل از قرار نبود نوشتم و خودم به شخصه خیلی دوسش دارم … امیدوارم شما هم از خوندنش لذت ببرین و همراهیم کنین … مثل همیشه …
توضیحات:
رمان از زبون اول شخص و دختر داستانه مثل بقیه رمانام … زمانش هم مال حدودا ده سال پیشه! امیدوارم سوتی نداده باشم توش … موضوعش هم بیشتر عشقیه … کلا من هندی نویس خوبیم وب سایت طرفداران هما پور اصفهانی | www.tak site.ir اما سعی می کنم یه سری چیزای روانشناسی هم مثل همیشه توش بگنجونم …

تاپیکو نقدو از صفحه دوم می زنم و طبق معمول عاجزانه تقاضا مندم که کسی اسپم نده وب سایت طرفداران هما پور اصفهانی | www.tak site.ir
جلدو هم هر وقت اماده شد می ذارم … کسی اگه عکس مناسب و با پوشش مناسب برای شخصیت ها یافت ارائه کنه توی گروه … عکس ندارم برای هیچ کدوم اصلی و ابدی وب سایت طرفداران هما پور اصفهانی | www.tak site.ir


سالها پیش … وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت … شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین دیگر در آینده شود … اما به خاطر زهری که گذشتگان از عشق چشیدند عشق ما نیز باید طعم زهر به خودش بگیرد … باید تقاص پس بدهیم … هم من هم تو … تقاص گناهی که نکردیم … تو به من استواری را یاد بده! من شکننده ام … من از جنس بلورم … من لطیفم … نگذار بشکنم … برای شکستنم زود است! دستم را بگیر … تنهایم نگذار … نگذار این تقاص بی رحمانه روحمان را به کشتن بدهد … نگذار … بگذار این زنجیره گسسته را من و تو پیوند بزنیم … بگذار این کینه ها را از بین ببریم … بیا با هم باشیم که تو از منی و من از تو … تو نیمه دیگر وجودمی … کسی هستی که قبل از دیدنت می شناختمت … حست می کردم … با من بمان … این تقاص حق من و تو نیست … هیچ وقت باور نمی کنم که بلور وجودت شکسته باشد … همان خورده شیشه ای که بقیه می گویند را تو نداری … نه نداری … منم ندارم … نمی خواهم باور کنم که تو وسیله ای شدی برای تقاص پس گرفتن … نگو که دارم خودم را گول می زنم! شاید تو خودت خواستی … شاید هم نه! شاید فولاد آب دیده شدی زیر بار غم این عشق … بین دو راهی و تردید گیر افتاده ام … بین مرد بودن و نامرد بودن تو … کمکم کن … این راه که می روی به ترکستان است … شاید هم نه … قسمت است … هر چه که هست من خود را به دست تو می سپارم … تو برو و مرا بکش به هر سو که دوست داری … من را با قسمتم پیوند بزن و خودت را با ….

چه خلاصه ای شد! کل رمان توش گنجونده شده ها! اما نیاز به اندکی تاملات داره وب سایت طرفداران هما پور اصفهانی | www.tak site.ir

مقدمه:

تواون شام مهتاب کنارم نشستي عجب شاخه گل ها به پايم شکستي
قلم زد نگاهت به نقش آفريني که صورتگري را نبود اين چنِيني
پريزاد عشقو مه اسا کشيدي خدا را به شور تماشا کشيدي
تو دونسته بودي چه خوش باورم من شکفتي و گفتي: از عشق پرپرم من
تا گفتم کي هستي؟ تو گفتي يه بي تاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتي که درياب
قسم خوردي بر ماه که عاشق تريني تو يک جمع عاشق، تو صادق تريني
همون لحظه ابري رخ ماهو آشفت به خود گفتم: اي واي, مبادا دروغ گفت؟!
گذشت روزگاري از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به يادت شکستم
تو از اين شکستم خبر داري يا نه؟ هنوز شور عشقو به سر داري يا نه؟
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري….
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري….
با نام و یاد خدا و با توکل به خودش رمان تقاص رو از امشب شروع می کنیم وب سایت طرفداران هما پور اصفهانی | www.tak site.ir
 
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
با سلام به دوستان عزیزم.به وب سایت رمان های ناب رکسانا خوش آمدید.منبع رمان های این سایت کاربچه های انجمن سایت 98ia ست .ازشون تشکرکرده وبهشون خسته نباشید می گیم... "رکسانا" ID««««« roksanadanesh@yahoo.com
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 3
  • کل نظرات : 282
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 23
  • آی پی امروز : 20
  • آی پی دیروز : 28
  • بازدید امروز : 59
  • باردید دیروز : 43
  • گوگل امروز : 7
  • گوگل دیروز : 10
  • بازدید هفته : 59
  • بازدید ماه : 941
  • بازدید سال : 12,944
  • بازدید کلی : 268,702
  • کدهای اختصاصی
    mouse code|mouse code

    كد ماوس